|
حضرت علي بن موسي الرضا )ع ( مبارک باد. صلوات مخصوص امام رضا(ع(
شئتَمِن خَلقِكَ وَ قائماً بِأَمرِكَ و ناصِراً لِدینِكَ وَ شاهِداًعَلی عِبادِكَ وَ كَمان صَحَ لَهُم فِی السِِّرِ وَ العَلانیَّة وَ دعا اِلی سَبیلِكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِالحَسَنَةِ فَصَلِّ عَلَیهِ اَفضَلَ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِكَ خِیرَتِكَ مِن خَلقِكَ إِ نَّكَ جَوادٌ كَریمً .
امام رضا(ع) زائر دل شکسته ام میخوام منو دعا کنی. میخوام دل غریبم رو با خودت اشنا کنی . کاش کی بشه تو حرمت یه شب منو پناه بدی. دست بکشی روی سرم درد منو شفا بدی. دلم میخواد کبوتری روی گنبد طلات باشم. خواهشمو رد نکنی خادم زائرات باشم . اشک بریزم دعا کنم یه بند رضا رضا کنم تو کوله بار زندگی چراغ راه من باشی التماس دعا
@};-@};-@};- @};-@};-@ };-@};-@} ;-@};-@}; -@};-
حريمت قبله ي جانم بود حب تو ايمانم رضا جانم، رضا جانم گدايم من گداي تو رضا جانم، رضا جانم
بهترين شادباش ها تقديم به شما،
امام رضا-ع مي فرمايد: بيماري براي مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و براي کافر، عذاب و لعنت است،و بيماري از مؤمن زائل نمي شود تا اينکه گناهي بر گردن او نماند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:51  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
سلام!
با کلی تأخیر بالاخره با عنایت حضرت صدیقه(س) باز هم تونستم امروز بنویسم التماس دعا نمی دانم چه بگویم؟بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند. در میان همه جلوه های خیره کننده روح بزرگ فاطمه،آنچه بیش از همه برای من شگفت انگیز است این است که فاطمه همگام و همسفر و هم پرواز روح عظیم علی است.
نمی دانم از او چه بگویم؟چگونه بگویم؟ خواستم از" بوسوئه " تقلید کنم،خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از "مریم" سخن میگفت! گفت: هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم سخن گفته اند. هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها ارزش های مریم را بیان کرده اند. هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران، پیکره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.
اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار،به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت ها ی مریم را بازگویند که : «مریم مادر عیسی است» و من خواستم با چنین شیوه هی از فاطمه بگویم ؛ باز درماندم: خواستم بگویم : فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که : فاطمه دختر محمد(ص) است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که : فاطمه مادر حسنین است. دیدم که فاطمه نیست. خواستم بگویم که : فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه ،این ها همه هست و این فاطمه نیست. فاطمه ، فاطمه است ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 14:39  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
جناب مهندس موسوي!
«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكتتان آسيب نرسد»، جنابعالي كه به احياي گفتمان امام و پياده نمودن فرمايشات ايشان در جامعه تاكيد داشته ايد آيا جمله مذكور را از آن حضرت امام مي دانيد؟ آيا اطلاع داريد كه يكي از شروط كانديدا شدن در هر انتخابات التزام عملي به ولايت فقيه مي باشد؟ متاسفانه ديروز شما را در بين نمازگزاران نماز جمعه رويت ننموديم، آيا فرمايشات مقام معظم رهبري را برايتان به صورت صحيح و بي پرده بازگو نمودند؟ آيا شنيديد مقام معظم رهبري تاكيد نمودند از مجاري قانوني اعتراضات را پيگيري نماييد و كاروان كشي خياباني نداشته باشيد؟ آيا شنيديد مقام معظم رهبري تاكيد نمودند فكر نكنيد با تجمعات خياباني مي توانيد فشاري وارد نماييد؟ ان شاءالله كه همه فرمايشات مقام معظم رهبري را شنیده ايد، آيا عمل بر خلاف فرمايشات ايشان عدم التزام عملي به ولايت فقيه نمي باشد؟ مگر نه اين است كه افرادي كه قانون اساسي جمهوري اسلامي را قبول ندارند ( كه مهمترين اصل آن ولايت فقيه مي باشد) و به آن عمل نمي كنند از ابتدا نبايد تاييد صلاحيت مي شدند؟ جناب مهندس موسوي! آيا خاطرتان هست كه امام فرمودند اگر حرفي زديد كه دشمن شما شاد و خرسند شد بايد به خودتان شك كنيد و اين معياري روشن است. آيا شما به خودتان شك نمي كنيد كه چرا رسانه هاي بيگانه و برخي سران كشورهاي زورگو براي شما سوت و كف مي زنند آيا اساسا اينان را دشمن مي شماريد؟ همنوايي و همصدايي شما با برخي موضوعات با دشمنان مسلم اسلام چه معني دارد؟ لطفا بفرماييد اين احياي گفتمان امام مربوط به كدام صحبت هاي ايشان مي باشد؟ آيا شما هم علاقه منديد گزينش شده با اسلام و فرمايشات امام برخورد نماييد؟ كلام آخر اينكه؛ جناب آقاي موسوي مطمئن باشيد اين مركبي كه شما بر آن سوار شده ايد يا شما را زمين مي زند و يا به ناكجا آباد مي برد، نظام اسلامي ما حوادثي به مراتب سخت تر از اين را هم پشت سر گذاشته است پس مراقب باشيد كه بعد از خاتمه اين جريانات روسياهي آن دستاورد شما نباشد.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 14:51  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
میلاد حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و همچنین انتخاب مجدد آقای دکتر احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهور بر کلیه ملت ایران مبارک.
فان حزب الله هم الغالبون.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 20:20  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
مردم فهیم ایران:!!
فکر کنید که چرا حقیقتا... صهیونیست ها بهایی ها ثروتمندان قدرتمندان دیوان سالارها و خان های حکومتی عزم خود را جزم کرده اند که احمدی نژاد حدف شود؟آیا آنها هم دغدغه رفع مشکلات جوانان را دارند؟ آیا آنها هم مشکل مسکن دارند؟ آیا آنها هم مشکل آزادی نا مشروع ندارند؟ و یا هدف آنان چیز دیگری است؟؟؟؟؟؟؟ آری آنان با تفکر احمدی نژاد که خواهان ایرانی اسلامی و توسعه یافته است مشکل دارند آنان احمدی نژاد را نزدیکترین تفکر به تفکر اسلام ناب محمدی (ص)دارند!!!!!!!! آنان دنبال حذف این تفکر هستند نه احمدی نژاد!!!!!!!!!!!!!! مراقب باشید این بازی بازی خطرناکی است که دشمنان اسلام راه انداخته اند از نظر ما احمدی نژاد مطرح نیست او نماد یک تفکر بزرگ است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 11:23  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
اجرای برنامه فرزاد جمشیدی تهران در حضور محمود احمدی نژاد و در نشست نخبگان دارای نکات قابل توجهی بود. فرزاد جمشيدي ،مجري مشهور صدا و سیما که با برنامه های سحرگاه ماه مبارک رمضان به شهرت رسیده است و حتی برخی از وی با عنوان "مرغ سحر ماه رمضان" یاد می کنند، در نشست نخبگان که با حضور احمدی نژاد برگزار شد، از او حمایت های ویژه ای کرده و خطاب به وی گفت: در دولت های قبلی سطح تورمشان 45 بود شما چرا کردی 25؟! وی در بخشی از این برنامه در قالب طنز و در حمایت از محمود احمدی نژاد گفت: شنیدم برای فرزندت عروسی گرفته ای و 40- 50 نفر را دعوت کرده ای و پس از آن نیز نماز جماعت خوانده ای. آیا در نهج البلاغه نخوانده ای که مردم به دین زمامداران خویشند؟ هیچ فکر کرده ای اگر همه برای فرزندان خود این چنین مراسم عروسی بگیرند کار و کاسبی سالن های غذاخوری، انتشاراتی کارت عروسی تعطیل خواهد شد؟! وی همچنین در حالی که مورد تشویق حاضرین جلسه قرار می گیرد ادامه می دهد: من بنا بر این علت مهم به محمود احمدی نژاد رای نخواهم داد. بخاطر فقط 4 یا 5 ساعت استراحت! آقای دکتر اگر همه 19 ساعت کار کنندکه مملکت پیشرفت می کند ( تشویق مجدد حضار) جمشیدی در ادامه به پارتی بازی نکردن رئیس جمهور برای فرزندش در قضیه خدمت سربازی و اینکه پیش شماره تلفن اون 0919 است اشاره می کند و بیان می دارد: مرد حسابی! تو که برای فرزند خودت کاری نمی توانی بکنی چطور رئیس جمهور این مملکت شده ای؟" مجری معروف تلوزیون ادامه می دهد: و نکته آخر این که هیچگاه از محمود احمدی نزاد نخواهم گذشت که وامی که می بایست به برج ساز تعلق می گرفت به کشاورزان و مردم درمانده داد. جمشیدی همچنین در بخش دیگری از این نشست قطعه شعری کنایه آمیز نسبت به میرحسین موسوی می خواند ، شعری که این روزها برخی از حامیان احمدی نژاد به صورت پیامکی دست به انشار آن زده اند: سیدی تنها به رنگ سبز نیست سبزیعنی عاشق مولا شدن سبزیعنی عشق تا نور و بلا طالب سبزم، نه آن سبز ریا
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 12:56  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
عاشقان راه فاطمه (س) سلام! دیگه خیلی وقت ندارم که مرتب و هفته ای وبلاگم رو به روز کنم در گیر مسائل خاصی هستم اما الان دیدم که تکلیف ما رو مجبور میکنه به اینکه خوب به هم اطلاع رسانی کنیم تا بتونیم کسی رو انتخاب کنیم که میدونیم مرد خداست کسی رو انتخاب کنیم که میدونیم ز جمله عاشقان راه فاطمه است البته نه فقط با تظاهر بلکه با عملکرد خودش و دوستاش!!! منظورم رو خوب میدونید! تو رو خدا یه کم قضاوت زود هنگام رو کنار بذارید و ذهنتون رو از چیزایی که در مورد آقای دکتر شنیدین پاک کنید و با احساس ملی گرایی تون این عکسها و مطالب رو نگاه کنید و بخونید! بعد تصمیم بگیرید! اسیر حرف های و شایعه های مردمی نشین که عقلشون تو چشمشونه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فکر نکنید اگه کسی اومده و همه چیز رو به بازی گرفته و حتی به اسم ذریه رسول خدا داره با احساسات مردم بازی میکنه واقعا داره در مورد خیلی از مسائل راستشو میگه!!!!! کسی روانتخاب کنیم که گذشته پاکی داشته باشه! نه کسی که هنوز خیلی ها از ترس دارن حمایتش میکنند حتی مراجع!!!!!!!!!!!!!! یه روز اعلام حمایت می کنند یه روز تکذیب میکنند دوباره فرداش حمایت میکنند عجب اوضاعی شده! ما تکلیفمون معلومه! اگه واقعا میخواهیم که تکلیف ایران با همه کشورهایی که ادعای ابر قدرتی میکنند روشن شه بهتر نیست حامی دکتر باشیم؟(آقای احمدی نژاد) میبینید که چون رقبا حرفی برای گفتن ندارند همش شعار میدن که رابطه پولی رو با کشور های دیگه قطع میکنند؟!!! به نظر شما همچین چیزی شدنیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میشه به فلسطین کمک نکرد؟ به لبنان؟ یا به هر کشوری که نیاز به کمک داره؟ مگه غیر از اینه که ما مسلمونیم؟ مگه غیر اینه که عاشق راه فاطمه (س)هستیم؟ پس مگه ما با این شرایط می تونیم به دولتها و ملتهای ومظلوم کمک نکنیم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به عکسا یه نگاهی بندازید و مرد و مردونه فکر کنید که میخواهیم چیکار کنیم!!!!!!!! میخواهیم چه کسی رو برای چه کار مهمی انتخاب کنیم!!!!!!!!!!!!!!!! یادم میاد بعضی ها وقتی برلین بودن جرأت نمی کردن بگن بسم الله الرحمن الرحیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما کار دکتر رو دیدید؟ جدا اینقدر بی خیال شدین و اینقدر حرفای صد تا یه غاز مردم کم سواد نادون روتون اثر گذاشته !!!!!!!!! شما ها که دم از غرور ملی و ایرانی میزنید به خودتون ،کشورتون و رییس جمهور کشورتون افتخار نکردید وقتی با غرور ایستاد و دعای فرج رو با اقتدار خوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی دارن سر ما میارن؟ کیا قرار رو کار بیان؟ چرا کشور رو با دست خودمون نابود کنیم! ببینید کیا دارن از کی حمایت میکنند؟!!! مردم فقیر و زاغه نشین اوضاعشون از چهار سال پیش چقدر فرق کرده ! روستاها کدوم رییس جمهور رفته روستاهای دور افتاده رو گشته!کدومشون رفته و از نزدیک مشکلاتشون رو دیده هان؟؟؟؟؟ یادتونه وقتی شهر دار بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ملاقات مردمی رو باب کرد و یه روز تو هفته پای صحبت مردمی می نشست که حالا یه سنگ صبور پیدا کرده بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد هم شهردار بعدی راهش رو ادامه داد و فکر کرد که این ملاقات مردمی رو بزنه به اسم خودش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یادتون میاد؟ بیایید گربه صفت نباشیم!!!!!!!!!!!!!(البته ببخشید که اینقدر تند حرف میزنم) حالا هم سفر های استانی!!!!!!!!!!!!!!!!!! خیلی آدم هایی که تا نوک دماغشون رو بیشتر نمی بینند به این سفر ها ایراد وارد میکنند اما نمی دونند همین سفر هاست که دکتر رو به چشم بقیه عزیز تر کرده! کدوم کویر با نگاه محبت آمیز یه پیر مرد روستایی آباد میشه که مدعی شدن با خرج هایی که برای سفر های استانی کردن میتونستن دشت لوت و کویر رو آباد کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بیایید کلاه خودمون رو قاضی کنیم !!!! ببینید مطالب رو!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خودتون مقایسه کنید! عکسهای پایان دوره ریاست جمهوری رییس جمهور های قبلی رو ببینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عکس های اومدنشون رو با رفتنشون؟ کدوم یکیشون اینقدر تغییر داشتن؟ چقدر سختی کشیدن کدومشون اینقدر جسور بودن؟ بیایید کلاه خودمون رو قاضی کنیم !!!!
داستان یک رئیس جمهور پسری باهوش و زیرک بود و از كودكي علاقه به علم و دانش داشت. او يك آهنگر زاده ، شهرستانی و بزرگ شده جنوب شهر بود.
و از بچه مذهبي هاي محل،
میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
با رتبه خوبي وارد دانشگاه شد.
عضو فعال انجمن اسلامی و با بچه هاي آنجا حسابی دم خور بود
كم كم با امام آشنا و علاقه مند و شیفته او گردید.
، " انقلاب تازه پیروز شده بود." خبر رسید که از جنوب و غرب به كشور حمله شده است. با دوستانش به جنگ رفت.
دوستاني كه بعضی از اونها ديگر در عالم خاکی نيستند.
جنگ تمام شد. دولت به او پیشنهاد استانداري تازه تاسيس اردبيل را داد. از فرمانداری ماکو به اردبیل آمد.
مدتی بعد شورای شهر دوم به دنبال يك شهردار مناسب و کارشناس برای تهران بود. پيشنهاد مسولیت شهر را به او دادند. او هم پذیرفت.
چند سال ديگر نيز گذشت... تا اینکه سرانجام در یک روز ساده كه شهردار در حال استراحت بود.
سحر گاه از خواب بیدار شد.
شهردار صبحانه اش را خورد.
كفشهاي بنددارش را پوشيد تا راهی مسجد شود.
جمعيت زیادی درب مسجد جمع شده بودند. و يك صدا مي گفتند: شهردار مردمي ما رئيس جمهور ماست.
او مثل هميشه با روي خوش جواب داد.
گفت زود است هنوز صبح نشده.
چند روز بعد ثبت نام كرد.
رقابت شروع شد ، حریفان قدر و انتخابات داغ داغ .
نام او در حلقه فرضی نبود.
در مرحله اول کمتر نگاهی به سمت او رفت.
ولي او محكم و جدی آمده بود.
شعار خوبي انتخاب كرده بود.
گفتمان عدالت طلبی کاملا فراموش شده بود.
فضاي فرهنگي نياز به هواي تازه داشت.
بعد از موفقیت در مرحله اول، بعضی ها تازه فهميدند حضور او جدی است و اتفاقا تصمیم قطعی برای ماندن دارد.
با اینکه دير آمده بود ولي خیلی زود او را شناختند.
مردم از سادگي او لذت مي بردند و سادگي و صداقت وي در دل آنها نشسته بود.
ابراز احساسات و لبخند او را هم دوست داشتند.
رقابت تنگاتنگ و فشرده شده بود.
بعضي ها شمشیر را از همان ابتدا از رو بستند و تهمت و تخریب عليه او را با غلظت زیاد شروع کردند.
موج حملات به سويش سرازير شد.
ولی در آنسو و در میان مردم، گاهي هجوم احساسات پاک آنها، كار را برای وی سخت می کرد.
در همه حال،
و در همه جا از خدا كمك می خواست.
، گام دوم را هم با موفقيت برداشت.
مسير راه برايش مشخص بود.
بند كفشهايش را محكم تر بست.
دوباره از خدا كمك خواست تا در اين راه یاری اش كند.
از امام عصر مدد جست.
و از محبوبيتي كه بين مردم كوچه و بازار داشت.
و سادگي اش که به دلها مي نشست.
البته در اين راه دعاي معلم اولش هم موثر بود.
توانايي هاي خودش هم به كمكش آمدند.
تیمش را انتخاب کرد.
تا گامهايش را محكم تر بردارد.
بعضي گروههاي داخل دايره قدرت، هنوز او را غريبه مي دانستند. با او نامهرباني شد و از تخريبش چيزي كم نگذاشتند.
از دست آنها به خدا پناه برد.
عده اي پر ادعا عكسش را آتش زدند اما بر خلاف مدعيان برنياشفت و با آرامش جواب داد.
اين همه عجله و زياده روي در تخريب يك رئيس جمهور ؟!!
نيت كرد تا راه امام و رهبری را ادامه دهد.
بعدها او توانست شاخ بعضی ها را در نيويورك بشکند.
او در گل زدن به دروازه حريف و استفاده از فرصتهای طلایی تبحر خاصي داشت.
،سوگند خورده بود براي دفاع از حق ملت ذره ای کوتاه نیاید.
از آسمان تمام شهرها گذر كرد.
به ديدن مردم شهرها رفت و مردم هم به استقبالش آمدند.
با زبان خودشان با آنها صحبت كرد.
گاهي بلوچ
گاهي مانند يك لرستاني غيور
گاهي يك روستايي شاد
گاهي يك عرب خوزستاني
گاهي يك رفتگر شهرداري
گاهي تركمن
پاستور را خانه اول خود كرد.
و ملت را در تنهايي خود شريك كرد.
شيوخ كوچك منطقه را مسحور قدرت خويش كرد.
روي اقيانوس پلي به اون طرف آب زد.
، بعضی عملکردهايش جاي انتقاد داشت.
ولی بعضي خودی ها نامهرباني كرده و مدام در کارش کارشکنی می کردند.
و بعضی غریبه ها حتي تا به قصد ربودن و ترور وي نیز پیش رفتند.
اما كفشهاي آهنينش را همه جا به پا داشت.
افكار بلندي براي ايران در سر داشته و دارد
در نگاه خسته اش دلسوزي براي ايران موج مي زد.
و چه زود گرد پیری بر چهره اش نشست.
ولي خدا در همه حال با متقین و صبر پیشگان است.
به امید ظهور آقا
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 14:53  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
![]() منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه اوست، یك زن میتواند چنان بالا رود كه مایه مباهات و افتخار امام (علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی میطلبد لكن در اینجا فهرستوار، به ذكر پارهای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.
مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار میكند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاك برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیتهای سنگینی چون رهبری جهان اسلام میداند. برخی از موارد كه حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرمودهاند عبارت است از: * در پاسخ نامهای به معاویه از جمله فضیلتها و امتیازهایی كه حضرت به آن اشاره میفرمایند این است كه «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم كش دوزخیان از شماست.»(1) حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه مینویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهرهای چون من دارا هستید.»
* در جریان شورای شش نفره كه خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین كرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من كسی هست كه همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.(2)
* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه مینویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است كه گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، كدامیك از شما سهم و بهرهای چون من دارا هستید.»(3)
* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و كمالات خویش و این كه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهدهدار شود به ابوبكر فرمود: «تو را به خدا سوگند میدهم! آیا آن كس كه رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبكر پاسخ داد: تو هستی.(4)
فاطمه ركن علی است از مقامات ممتازی كه مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام میباشد ركن بودن برای علی است. در حدیثی میخوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: «سلام علیك یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب ركناك.» (5) چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن كه فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام كلثوم] به زودی دو ركن تو از دست میروند.» حضرت علی علیه السلام بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:«بِمَنِ العَزاء یا بِنتِ مُحمد؟ كنت بِكِ اتعزی فَفیم العَزاء من بعدك؟»؛ به چه چیزی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین مییافتم؛ بعد از تو به چه چیزی آرامش یابم؟ علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «این یكی از دو ركن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند:« این ركن دیگر است.»
مددكار اطاعت الهی انبیاء و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسانها را پیروی از دستورات الهی میدانستند و از این رو بهترین همكار و دوست برای آنان كسی بود كه در این راستا به آنها كمك كند. میخوانیم علی علیه السلام در پاسخ پیامبر كه سؤال كردند:« همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند:« بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»(6)
تمسك علی علیه السلام به كلام زهرا علیهاالسلام حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این كه فرمودند در مراسم تجهیز مردهها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنیهاشم، قالت: دعوا التعداد و علیكم بالدعا.» حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلی الله علیه و آله به زنان بنیهاشم كه او را یاری میكردند و زینتها را رها كرده و لباس سوگ در بر نمودهاند، فرمود:«این حالت را رها كنید و بر شماست كه دعا و نیایش نمایید.»(7) هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ میگوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامیتر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمیتواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمیتواند جایگزین آن شود.» با این كه حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفتههای او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاالسلام تمسك میكند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این كه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.
تنها تسلی بخش علی علیه السلام حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند: «بِمَنِ العَزاءُ یا بِنتَ مُحمَد؟ كُنتُ بِكِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِكِ؟» (8)؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین مییافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟
غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاالسلام حضرت علی علیه السلام از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل نموده كه ایشان فرمودند: «انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»(9)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی میشود. «خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتنداری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چارهای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت مینماید و هیچ گاه اندوه دلم نمیگشاید. چشمم بیخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهای بود كه دل را خسته و غصهام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: « انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِكِ وَ یَرضی لِرِضاكِ»(10)؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود میشود.
برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتك صبری»؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی كه صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت كرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»(11)
تكرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ میگوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزكارتر و گرامیتر و نیكوكارتر از آنی كه به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را مورد نكوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است مصیبتی كه هیچ چیز و هیچ كس نمیتواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمیتواند جایگزین آن شود.»(12)
مقدم نمودن خواست فاطمه برخواست خویش در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارك فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباند و گفت:«هر چه میخواهی وصیت كن، یقینا به عهد خود وفا كرده، هر چه فرمان دهی انجام میدهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم میدارم.» (13)
پایان شكیبایی علی علیه السلام علی علیه السلام كه اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام تاثر و تالم خود را چگونه اظهار میدارد، تا آنجا كه بعد از دفن همسر گرامیش در حالی كه حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت: «خدا چنین خواست كه او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شكیبایی من به پایان رسیده و خویشتنداری از دست رفته، اما آنچنان كه در جدایی تو صبر كردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چارهای ندارم شكیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت مینماید و هیچ گاه اندوه دلم نمیگشاید. چشمم بیخواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساكن گرداند. مرگ زهرا ضربهای بود كه دل را خسته و غصهام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی كشانید… اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود، برای همیشه اینجا [كنار قبر زهرا(علیهاالسلام)] میماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم میراندم.»(14)
پینوشتها: 1- بحارالانوار/ج41/ صص151و 224. 2- نهج البلاغه. 3- طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135. 4- همان/ ص 123. 5- علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار المعرفه/ ص 56. 6- بحارالانوار/ ج43/ ص 117. 7- جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42. 8- رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایة. 9- کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111. 10- همان. 11- نهج البلاغه/ فیض السلام/ خطبه 193. 12- سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمة الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610- 609. 13- همان. 14- اصول کافی/ ج1/ ص 159.
"فصلنامه پژوهشی و اطلاع رسانی نهج البلاغه
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:26  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد نشناخته توصيف مقامش نكنيد هر كس در او محبت زهرا نيست علامه اگر هست سلامش نكنيد
اس ام اس(پيامک) فاطميه، شهادت حضرت زهرا (س)
اس ام اس(پيامک) فاطميه، شهادت حضرت زهرا (س)
بيايد عزا بگيريم روزاي بي مادري رو بگيد چاووش بخونه غم از دلا امون برده بگيد حجله بيارند آخه مادر جوون مرده
روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟
فاطميه قصه گوي رنجهاست فاطميه تفسير سوز مرتضي ست فاطميه شعر داغ لاله است قصه ي زهراي 18 ساله ست فاطميه شرح ديوار و در است دفتر در مقام سخت زينب پرور است
ما گوشه نشينان غم فاطميه ايم
عمري است كه از داغ غمش سوخته ايم
ديدم که ازپس در پهلوي من شکسته است
زآن روزي که سيلي خورد زهرا
زهرا كه شهيد گشت بي جرم و گناه هست از غم او، سينه ي عالم پر آه ناموس خدا كجا و سيلي خوردن لا حول و لا قوه الا بالله
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت اي كاش مدينه در و ديوار نداشت فرياد دل محسن زهرا اين بود اي كاش در سوخته مسمار نداشت كاش قلبم به قبرش راه داشت كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
دل از غم فاطمه توان دارد، نه و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه
حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بيازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نيز خوشحال نموده است .
دکتر شريعتي: خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
«فاطمه، فاطمه است»
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود ، اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه ، گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود . شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسليت باد تو این شب ها اگه به مراسم عزاداری بی بی رفتید حتما من رو هم دعا کنید التماس دعا
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:24  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
خوش آمدیخانهای ساده و گلی، با کمترین وسایل زندگی، در لفافهای از نور پیچیده شده است. زهرا(س) چشم به راه تولد نوزادی است. هالهای از نور خدا را در برگرفته است. فرشتگان در هلهلهاند و نور معطر بالهایشان از آسمان تا زمین جادهای از نور کشیده است. غنچهای آرام شکفته میشود با غنچهای از جنس نور، از تبار یاس. بوی عطری خوش عالم را پر میکند. تمام گلهای عالم از این عطر مبارک، لب به خنده میگشاید. زینب متولد میشود، چشم میگشاید و خانه را صفایی تازه میبخشد. خوش آمدی ای نوگل زهرا(س)، ای غنچه نوشکفته علی(ع)، ای زینب حسن و حسین(ع). انتظار فاطمه(س)بیا زینب، ای دختر آسمانی من، بیا ای روح ملکوتی، بیا که مادر سخت چشم به راه تو است. بیا که فاطمه(س) را با تو کارهاست. بیا که مادرت فاطمه(س) را با تو کارهاست. بیا که مادرت فاطمه(س) را با تو سخنهاست. تو را در کودکی تنها خواهم گذاشت و تو در کودکی پرستارم خواهی شد. زینبم، به نگاههای کودکانه، اما مهربان و پرمعنایت سخت محتاجم. بیا مهربانِ مادر که در این نبود یار و مددکار، تو برایم گوهری خواهی بود. از جویبار معرفتدختر دردانه علی(ع) امروز چشم میگشاید و دل مولا به آمدنش گرمی تازه میگیرد. چه لذتبخش است آمدنت دخترم، دردانه من، آرام دلم. چه لذت بخش است دیدن تابش نور معرفت از چشمهای کودکانهات و چه روح افزاست شنیدن عرفان از لبهای کوچکت. پدر میگوید بگو «یک» و زینب(س) با لحن شیرین کودکانه تکرار میکند «یک». پدر میگوید بگو «دو» و زینب(س) که از جویبار مهر خدا آب معرفت نوشیده است، زینب(س) که به سرچشمه زلال وحی متصل است، زینب(س) که در دامن خداشناسی فاطمه(س) رشد کرده است، هرچند کودک است اما «دو» نمیگوید و چرای پدر را پاسخ میدهد که «زبانی که به یک گشوده شد به دو باز نمیشود». سلام بیکران خدا بر تو ای دردانه ولی خدا. تحفههای جاودانخواهرم، امروز روز ماست. روز جشن و سرور ماست، که امروز بانوی بانوان عالم، افتخار عالم و آدم، دردانه اهلبیت خدا، زینب کبری(س) جهان را نورباران میکند. تبریک و صد تبریک، بر آسمان و زمین و آنچه در آن است. امروز به ما شادباش میگوید. اما من و تو را مباد که به تبریک دل خوش کنیم و به شادباش سرگرم شویم. مباد که این آهنگ خوش جشن و سرور، بانگ گمراهی من و تو باشد و ما را از پیامهای زینبی غافل سازد و از تحفههای گرانقدری که او برایمان جاودانه به ارث گذاشته محروم سازد؛ از صدف گرانبهای عفّت از زینبِ برازنده وقار و متانت، از گوهر درخشان ایمان و معرفت، از عطر خوشبوی عشق به ولایت. مبارک باد آمدنش بر همه شیفتگان راهش. در آغوش مهر خداروز میلاد حضرت زینب کبری(س) بر همه شیعیان و پیروان راهش مبارک باد و بر همه زنانی که چشم به منش حیدری و فاطمی او دوختند و زینبوار زیستند؛ همه زنانی که راه زندگیشان را به نور آن خورشید حیا و عفّت و ایمان و معرفت روشن کردند. بشارت باد بر آنان حشری زینب وار و حضوری جاودانه در جمع عاشقان حسین(ع)، در بهشت برین، در آغوش مهر خدا. زنان زینبیآن روز که در بارگاه پر از جلال و شکوه، و امّا خیالی یزید، با آن اقتدار ایستادی، چون درّی گران در میان مشتی سنگریزه بیهیچ اعتنایی به آن همه زر و زیور، بیتوجه به یزید که آن گونه پرنخوت و مغرور بر بارگاه قدرت تکیه زده بود، با آن دم مسیحایی، از عشق به ولایت دم زدی و تمام جلال و جبروت یزید را درهم پاشیدی، آسمان هم از تو درس ایستادگی گرفت؛ زمین هم صلابت را آموخت و چشمهای گل مریم برای همیشه سرشار از حیا و عفّت شد. عجب نیست اگر پرده عفّت زنان زینبی، حتی در سختترین شرایط، حتی به پنهانیترین حیله دشمن، ذرّهای کنار نرود که اینگونه بودن را از تو آموختهاند. سلام بر تو که عاطفه جاری در معرفت و ایمانی. شاهکار خلقتخجسته باد میلاد بزرگ بانوی سرزمین نور، مهربانترین ابر رحمت خداوندی که بر سینههای داغدیده و مصیبتزده از مدینه تا کربلا، باران مهر و عاطفه بارید. با صلابتترین کوه که راه را بر نیزههای درد و رنج که سوی انوار ولایت پرتاب شد، سدّ کرد. خروشانترین سیلِ عرفانِ ولایی که بنیان تمام کاخهای ظلم و زورِ زمان را برانداخت. خجسته باد طلوع این شاهکار خلقت. مبارک باد ظهور این نور رخشان در آسمان تشیع. دختر عاطفه و مظلومیّتآسمان را بنگر که بر زمین ستاره میریزد. زمین را بنگر که لباس خوش عطر یاس بر تن میکند و آبها را که بیقرار از شفافیّت این درّ رخشان، موج میزنند. جهان یکسره حیرت است از این آفرینش خدا. چشم عالم بر این شاهکار خلقت خیره مانده است. مبارک باد این میلاد خجسته. فرخنده باد میلاد دختر عاطفه و مظلومیّت، دختر مهربانی و صلابت، دختر عفّت و استقامت، زینب کبری(س). روز میلاد نورعجب نیست اگر امروز شیطان همه بندهای مکر و حیله را جمع کند و بگریزد. عجب نیست اگر چشم طمع دشمن کور شود، که روز میلاد نور است. روز میلاد معرفت و ایمان؛ روز میلاد سمبل عفّت و عاطفه و سرچشمه مهربانی و حیا. زنان ما امروز، سیراب از چشمهسار تفکّر زینبی، غنچههایشان را به دامان عفّت و عاطفه و ایمان میپرورند و همین است رمز شکست شیطان و کوری چشم دشمنان. مبارک باد این روز فرخنده بر همه زنانی که در آستان عشق به دختر فاطمه زهرا(س)، زینب وار، ایمان و عفت و عشق به ولایت را فریاد میزنند. سلام بر زینب(س)سلام بر زینب کبری(س). سلام بر دختر دردانه فاطمه زهرا(س). سلام بر او که تمام مصائب ولایت را بر سینه لبریز از صبرش نهاد و خم به ابرو نیاورد. سلام بر او که همواره مرهم مهر بر سینه زخمی ولایت بود. سلام بر او که پیچیده در لفافه عفاف، به وقت هتک حرمت ولایت، سیلی خروشان بود. سلام بر او که از هاله نورانی کلام ولایت قدم بیرون ننهاد. لحظهای از این گوهر تابان غافل نشد و سرانجام جان در راه عشق به ولایت نهاد. سلام و درود بیکران خدا بر او باد. از تبار گل یاسامروز از تبار گل یاس، غنچهای تازه میشکفد، به همان بوی خوش و سپیدی روحافزا. امروز در دامن بوستان سبز علی(ع) گلی تازه رخ مینمایاند. در میان هالههای نور که تابیده بر این خانه ساده و سبز، ستارهای میدرخشد و زینب(س) چشم به جهان میگشاید. فرخنده باد این میلاد مبارک و مبارک باد این تولّد خجسته. خجستهترین نامآسمان هم امروز در هلهله است. فرشتگان هم غرق سرورند. امروز از آسمان نوری به زمین میتابد. نوری که تاریخ شیعه را همیشه روشن میدارد، زینب(س)، خجستهترین نام برای فرزند زهرا(س)، به رسم هدیهای ارجمند از آسمان، از سوی خدا بر او عطا میگردد. زینب، مبارک باد آمدنت. خجسته باد میلادت. فرخنده باد شکفتنت. در هالههای نورخانه علی(ع)، سادهترین خانه مدینه، امروز به هالههای نور آذین شده است. چه غلغلهای است در آسمانِ کوچک این خانه. چه هیاهویی است بین ملایک نازل شده بر این خانه. خورشید را بنگر که برای نور گرفتن از پنجرههای این خانه سرک میکشد. آمده است تا از هم اکنون که زینب(س) اولین گام را بر کره خاک مینهد، پای درس او روشنگری بیاموزد. چه مبارک روزی است امروز که نور تو درخشیدن گرفته است، ای دختر علی(ع)، ای دردانه رسول(ص)، ای غنچه نوشکفته فاطمه(س). زلال جاری مهر خداخوش آمدی زینب. خوش آمدی ای زیباترین تکیهگاه مصیبت، ای مهربانترین پشتیبان دردمندیها، ای گرمترین آغوش داغدیدگی، ای آشناترین آیینه رنجها. خوش آمدی. بیا که سینه تاریخ بیتو آرام و قرار نخواهد داشت. خوش آمدی از زلال جاری مهر خدا، ای آرام نورانی، ای زاده گل یاس. جلوه کامل انسانای اسطوره وقار و متانت، خوش آمدی که با آمدنت مهربانی آمد. عفّت زن در تو معنی شد و وقار با تو جان گرفت. ای دختر ایمان و عاطفه، جز تو که در میان دریایی از مصیبتها نگران درّ عفتی، چه کسی میتواند عفّت را معنی کند؟ جز تو که در زنجیر اسارت، خسته و افسرده از یک دنیا داغ جگرسوز، با یک کوه مسئولیت سنگین، پا به شام تیره نهادهای و در پی پوششی برای حفظ حجابی، چه کسی میتواند وقار زن را به نمایش گذارد؟ خوش آمدی ای افتخار زنان عالم، ای جلوه کامل انسانیت. نام آسمانیکودکی زیبا چون غنچهای تازه شکفته، لطیفتر از برگ گل، سپیدتر از گلبرگ نسترن، پاکتر از آسمان، خوشبوتر از یاس رخ مینماید. پدر در نام گذاریاش بر پیامبر پیشقدم نمیشود و پیامبر در انتظار نام آسمانیِ او از سوی خدا، چشم بر افق میدوزد. جبرئیل میآید، با یک سبد پر از گل تبریک، با یک تحفه گرانبها: «نام آسمانیِ زینب» و چشمها به این نام روشن میشود. دل علی(ع) موج میزند. خوش آمدی ای زینت پدر، ای زینت اهلبیت، ای زینت اسلام علوی. در دریای علمامروز دریای علم دین به خود میبالد که در سینهاش مرواریدی گرانبها چشم گشوده است. درّی گران که دریای علم را یکسره در آینه درون خود دارد. امام سجاد(ع) خوب میشناخت مقام عمهاش زینب را که فرمود: تو به شکر خدا استادی هستی که به شاگردی نرفتهای و خردمندی هستی بیآن که کس به تو دانش آموزد. گرامی باد طلوع این ستاره درخشان در آسمان علم. اسطوره صبرامروز، روز آمدن توست. آمدن تو ای اسطوره صبر و بردباری، ای تجسم صبر خداگونه. بیا که درد ضربت بر بازو و پهلوی مادر به دستهای نوازشگر و کودکانه تو آرام میگیرد. بیا که پدر را تو باید با چشم گریان تا خدا بدرقه کنی. بیا که جگر شرحه شرحه برادرت حسن(ع) را در واپسین لحظات تو باید به اشک چشم مرهم گذاری. بیا که تو باید در کربلای حسین(ع)، هم کوه صبر باشی و هم زلال جاری عاطفه؛ هم ستون استقامت باشی و هم پیام رسان کربلا. غنچه گل یاسلب به خنده وا مکنید. طبل و دهل ساز مکنید که در آمدن این نوگل بوستان آل عبا، این عزیز دل حضرت رسول(ص)، این دردانه علی مرتضی(ع)، جبرئیل هم گریسته است. جبرئیل تبریک گفته، تبریک خدا را هم رسانده، اما بازهم گریسته است و مگر میشود این غنچه گل یاس را دید، عطر خوش اهلبیتیاش را شنید و همه آن مصائبی که او برای تحمّلش آمده است را به یاد نیاورد؟ در آیینه رضایت خداامروز روز میلاد زینب فاطمه(س) است. روز میلاد زینب علی(ع) است. نوگلی که در آغوش چنان مادری پرورده شود و از زلال مهر چنان پدری سیراب گردد، باید که تصویر روشن و تمام نمای عفّت و وقار باشد در آینه رضایت خدا. باید که درّ گرانقدر عفاف را در سینه بدارد و قاب روشنی باشد از مظلومیت و حقّانیت شیعه. مبارک باد میلادش بر همه بانوانی که در کلاس عفّت و ایمانش به درس نشستهاند. درّ یگانه آل عبابر زمین و زمان پرده عفّت دراندازید. ابر را گویید رخساره خورشید بپوشاند. آسمان را گویید چشم تواضع بر زمین بدوزد. چشمها را گوئید پلک عفاف بر خود کشند که درّ یگانه آل عبا، دختر بتول، زینت علی(ع)، زینب کبری(س) چشم میگشاید، با عفّتی آمیخته در ذره ذره وجودش، با متانتی سرشته در بندبند بودنش، با وقاری جاری در تمام نگاهش، با سینهای به وسعت آسمان و لبریز از صبر، با قلبی به لطافت نسترن، سرشار از عاطفه و مهر، با چشمی پر از نور خدا، پر از نور ایمان، پر از نور معنویّت، با دلی پاک و عجین با مهر خدا. مبارک باد این میلاد فرخنده بر همه شیعیان و دلبستگان بوستان آل عبا. عشق به ولایتمیلاد مبارک زینب کبری(س) بر همه شیعیان و دوستدارانش فرخنده باد. بر همه آنان که در کلاس عفافش، درس حیا و عفّت آموختهاند. بر همه آنان که با چشم به کلام پرنورش، عشق به ولایت را زمزمه کردند. بر همه آنان که با پیروی او، نام حسین(ع) و اسلام را همواره زنده و سرافراز خواستهاند. سلام و درود خدا بر او که سینه سوزان ولایت مظلوم را به زلال مهرش مرهم نهاد.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:45  توسط عاشق راه فاطمه(س)
|
|
|